قیصر بعد از ۴۰ سال

The image “http://files.myopera.com/yazd-patogh1/albums/664686/gheysar-cover.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.

خواندم که امروز در دانشگاه شیراز برای مسعود کیمیایی بزرگ داشتی می گیرند و از تمبر یادبودش رو نمایی می کنند.جایی به طور رسمی گفته نشده اما از قرار به بهانه چهلمین سال ساخت فیلم ماندگار قیصر است.بسیار گفته شده است که قیصر از فیلم های پیشرو و جریان ساز در آن سال ها و یکی از آغاز گران موج نو سینمای ایران بوده است.مسعود کیمیایی تا اواخر دهه ۷۰ فیلم ساز محبوبم بود.کارگردانی که ابتدا فیلم های بسیار خوبی می ساخت و بعد فیلم های متوسط ساخت و این اواخر دیگر فیلم های مشوش و هزیان گونه می ساخت.اگر فرصتی داشتید دیدن فیلم قیصر پس از چهل سال هنوز هم دل انگیز و دیالوگ ها و لوکیشن هایش خاطر انگیز و موسیقی متن اش بی بدیل است.

اشتراک‌گذاری

مدرسه ای که می رفتیم

امروز بطور اتفاقی به مدرسه دوران راهنمایی ام رفتم.به دعوت معلم سابقمان در آنجا که حالا مدیر شده بود.خبر دار شده بود که ما هم مدرسه دار شده ایم دعوت کرده بود برای مشورتی واینکه کار مشترکی انجام دهیم و تعدادی هندوانه زیر بغل که آن مدرسه به فارغ التحصیلانی مثل ما افتخار می کند.خود ایشان درآن سال ها که ما به جای کلاس درس همه اش این ور و آن ور دنبال توپ می دویدیم بارها گفته بودند که ” شما آخرش هم هیچ پخی نمیشید! “.خاطرات بسیاری برایم زنده شد.سر کلاس سوم راهنمایی مان رفتم و روی نیمکت خودم نشستم.باور کردنی نبود که این همه سال گذشته است.دور برم را نگاه کردم.پشت سرم اشکان یوسفی بود و آرین دیلمغانی، بغل دستم حسین هدایتی و جلو هم امیر ابراهیمی و آرش شیوازاد.از هیچکدام خبر ندارم که در کدام گوشه این دنیا روزگا می گذرانند.احساس عجیبی داشتم .تصویر خاطرات آن سال ها در ذهنم مرور می شد و دوستان و معلمان یک به یک به یادم می آمد.مدرسه ای که می رفتیم همه چیزش ثابت بود.حتی بسیاری از معلم ها.فقط ما آمده بودیم و رفته بودیم.

به مدرسه دوران تحصیل تان سر بزنید.از آنچه تصورش را دارید جذاب تر است.زمانی هم که از در مدرسه بیرون می آیید خاطراتتان را همان جا بگذارید.

اشتراک‌گذاری

تفنگت را زمین بگذار

شعر: فریدون مشیری

آهنگ: محمدرضا شجریان

تنظیم: مجید درخشانی

این جا دانلود کنید

تفنگت را زمین بگذار
که من بیزارم از دیدار این خونبار ناهنجار
تفنگ دست تو یعنی زبان آتش و آهن
من اما پیش این اهریمنی ابزار بنیان‌کن
ندارم جز زبان دل، دلی لبریز از مهر تو،
تو ای با دوستی دشمن!
زبان آتش و آهن
زبان خشم و خونریزی ست
زبان قهر چنگیزی ست
بیا، بنشین، بگو، بشنو سخن شاید
فروغ آدمیت راه در قلب تو بگشاید
برادر گر که می‌خوانی مرا،
بنشین برادر وار

تفنگت را زمین بگذار،
تفنگت را زمین بگذار تا از جسم تو
این دیو انسان‌کُش برون آید.
تو از آیین انسانی چه می‌دانی؟
اگر جان را  خدا داده ست
چرا باید تو بستانی؟
چرا باید که با یک لحظه، غفلت،
این برادر را
به خاک و خون بغلتانی؟
گرفتم در همه
احوال حق‌گویی و حق‌جویی…
و حق با توست
ولی حق را ــ برادر جان ــ
به‌زور این زبان نافهم آتش‌بار
نباید جست…
اگر این بار شد  وجدان خواب
آلوده‌ات بیدار

اشتراک‌گذاری

مرگ کارآفرینی

روزنامه اعتماد روز گذشته در صفحه اقتصادی خود مقاله تکان دهنده ای به چاپ رسانده و در آن از اوضاع بسیار وخیم برندهای شهیر ایرانی چون کفش ملی،ارج،نساجی مازندران،پارس الکتریک و کفش بلا اطلاع داده بود.نکته دردآور تر اشاره ای بود که نویسنده آن به سرگذشت مالکان این برند ها که بحق کارآفرینانی نمونه بوده اند کرده و نیز تارخچه ای از عملکرد آن ها آورده بود.همگی آن ها در اول انقلاب و در زمان مصادره در بهترین شرایط بوده وحتی صادراتی به اروپا و دیگر قاره ها داشته اند!!من هم تعجب کردم اما درست خواندید و اکنون که غریب به سی سال از مصادره آن ها می گذرد همگان در آستانه قراعت فاتحه بر پیکر بی جان این کارخانه ها هستند و مرده خواران هم چشم حریص شان را به پیکر بی جانشان دوخته اند.کارخانه جاتی که در زمان اوجشان تا ۱۲۰۰۰کارگر داشته اند آن هم در سی سال پیش.مرگ برند هایی که دیگر جزعی از تاریخ و حافظه جمعی ما هستند نشانه بسیار دردناکی است از آنچه در این سال ها بر صنعت ما رفته است.کارخانجاتی که ماحصل رنج هم وطنانی است که یا از غصه در غربت جان داده اند یا به حسرت مرگ حاصل عمر و زحمتشان را نظاره می کنند.شاید حکمتی دارد که هیچ یک از این کارخانه جات مصادره ای عاقبت به خیر نشدند.خواندن این مقاله را به همه دوستانم توصیه می کنم.

اشتراک‌گذاری

رندان مست

آلبوم “رندان مست” جدید ترین کار استاد محمدرضا شجریان به همراهی گروه شهناز و آهنگ سازی مجید درخشانی از دیروز عرضه شد.همانطور که پیش بینی می شد از همان ساعات آغازین دیروز فروش بسیار بالایی داشت .فروش بالای آثار استاد مطلب جدبدی نیست اما آنچه در خور توجه است یک حرکت هماهنگ و همگانی است در جهت اعلام حمایت از ایشان به دلیل مواضع شان پس از انتخابات ریاست جمهوری.من خودم پنج تا خریدم و به کسانی که می دانستم امکان ندارد خریداری کنند هدیه کردم.شما هم با خرید آخرین اثر استاد به این حرکت شایسته بپیوندید.

اما درباره آلبوم.رندان مست نخستین آلبوم استاد آواز ایران به‌همراهی گروه جوان شهناز است. این اثر در دستگاه همایون و با اشعاری از سعدی، حافظ، مولانا و ملک‌الشعرای بهار خلق شده است. قطعات آلبوم رندان مست، همان بخش اول کنسرت تابستان ۱۳۸۷ در تالار وزارت کشور است که البته در کنسرت پاییز، در بخش دوم اجرا شد. در این اثر، مژگان شجریان (سه‌تار)، رامین صفایی (سنتور)، حسین رضایی‌نیا (دف و دایره)، شاهو عندلیبی (نی)، سینا جهان‌آبادی و کاوه معتمدیان (کمانچه)، حامد افشاری (قیچک باس)، مهرداد ناصحی (قیچک آلتو)، حمید قنبری (تمبک)، سحر ابراهیم (قانون)، محمدرضا ابراهیمی (بربت)، مهدی امینی (رباب و بم‌تار)، رادمان توکلی و مجید درخشانی (تار) می‌نوازند.

اشتراک‌گذاری

من مست و تو دیوانه

تا به حال شده به یک قطعه موسیقی گوش کنی و احساس کنی در درونت چیزی قلقلک می خورد.چیزی را در تو تکان می دهد.در شعر این بسیار عجیب تراست.ابزار فقط کلام است،ریتمش را خود ت باید پیدا کنی.شب گذشته این قصیده در من چنین حالی ایجاد کرد.می توانید در این حس با من شریک باشید:

من و مست و تو دیوانه ما را که برد خانه؟
صد بار تو را گفتم کم خور دو سه پیمانه
در شهر یکی کس را هوشیار نمی بینم
هر یک بدتر از دیگر شوریده و دیوانه
هر گوشه یکی مستی، دستی زده بر دستی
وان ساقی سر مستی، با ساغر شاهانه
ای لولی بربط زن، تومست تری یا من؟
ای پیش چو تو مستی، افسون من افسانه
چون کشتی بی لنگر کژ می شد و مژ می شد
وز حسرت او مرده صد عاقل و فرزانه

گفتم که رفیقی کن با من که منت از خویشم
گفتا که به نشناسم من خویش ز بیگانه
گفتم زکجایی تو؟ تسخر زد و گفت ای جان
نیمیم ز ترکستان نیمیم ز فرقانه
نیمیم ز آب و گل، نیمیم ز جان و دل
نیمیم لب دریا، نیمیم همه دردانه
من بیدل و دستارم در خانه ی خمارم
یک سینه سخن دارم این شرح زهمیانه
تو وقف خراباتی دخل ات می و خرج ات می
زین وقف به هوشیاران مسپار یکی دانه

اشتراک‌گذاری